محمد سعيد جانب اللهى

277

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

8 . سرون « 1 » : در مجلس اين باد از چهار عدد دهل استفاده مىشود كه يكى بزرگ است و سه‌تاى ديگر كىسل ، اين باد نيز صاف و بىخطر است و اگر كسى در مجلس آن خطا كند ، بابا و ماما جريمه‌اش مىكنند ، اغلب منحرفين جنسى به اين باد مبتلا مىشوند ، در مجلس اين باد فقط مردان مىرقصند ، اين باد صحرايى است و بيشتر در عربستان ، يمن و شيخ‌نشين‌ها وجود دارد ، در مجلس اين باد سوچكى دود مىكنند ، اين باد خيلى زود به وسيله بابا و ماما زير مىشود ( از تن بيمار خارج مىشود ) . ولى گاهى هم اتفاق افتاده است ، كه مدتى زير كردنش طول كشيده است ( همان : 20 ) . 9 . حبن « 2 » : در مجلس آن مشكى را پرباد مىكنند و دهانهء مشك را طورى مىبندند و به دهان گذاشته مىدمند كه صداى زيرى از آن خارج مىشود . كسى كه به اين باد مبتلا شد ، دچار طپش قلب شديدى مىشود و سرش درد مىگيرد و گاهى هم كمى بدنش مىخارد ( همان : 21 ) . 0 1 . بلو تنىيلو « 3 » : بادى است ، بلوچى كه در چابهار و دشتيارى فراوان ديده شده است ، رنگ بيمار به علت ابتلاى به اين باد زرد مىشود و حالش به وخامت مىگرايد و اگر بيمار را زود به بابا و ماما نرسانند ، تلف مىشود . دست و پاى بيمار و تمام بدنش درد مىگيرد و شروع به لرزيدن مىكند . اين باد صحرايى است و اغلب دشت‌نشينان به آن مبتلا مىگردند ( همان‌جا ) . 11 . سودن « 4 » : ابتدا بيمار غش مىكند و بىحال مىافتد و دست و پايش فلج مىشود و قدرت خوردن و آشاميدن را از دست مىدهد ، اين باد از مريض خود مىخواهد كه موش بگيرد و بخورد ، ولى بابا و ماما به او اجازهء اين كار را نمىدهند ( همان : 22 ) . 12 . شرحه « 5 » : وقتى اين باد وارد تن بيمار شد ، حس بويايى خود را از دست مىدهد و از غذا خوردن بازمىماند ( همان‌جا ) . اهل هوا بادهاى رايج در حوزهء هرمزگان اندكى متفاوت و اسامى آن‌ها به شرح زير است : 1 . زار كه جز عدهء معدودى همه كافرند و همه را باد سرخ مىگويند . 2 . نوبان 3 . مشايخ 4 . بادجن

--> ( 1 ) . sarvan ( 2 ) . hobban ( 3 ) . bellu / teniyelu ( 4 ) . sudan ( 5 ) . s ? arhe